الشيخ حسين المظاهري
21
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
كما اينكه در بعضى از آنها ، مباحث صرفاً عملى ، حاكم بر مباحث كتاب است و از ساير جنبه ها خبرى نيست . دركتاب كاوشى نو در اخلاق اسلامى ، اين جوانب مختلف دوش به دوش يكديگر مورد توجه قرا گرفته و جنبه هاى نظرى و عملى اخلاق توأماً مورد بحث واقع شده اند منظور از مباحثنظرى اخلاق ، بيان فضايل و ذكر تفاوت ميان فضيلتهاى مشابه و استدلال بر نيك بودن فضايل و زشت بودن رذايل است . منظور از مباحث عملى اخلاق ، بيان چگونگى تهذيب نفس و ذكر مراتب سير به سوى حقّ متعال و بيان پندها و اندرزهاى كلى و جزيى براى پاكسازى نفس و تهذيب اخلاق و تصحيح رفتار و گفتار است . دوم : از مهمترين مواردى كه بر كتابهاى اخلاقى خرده گرفته مىشود ، اين است كه بين اخلاق و امور اخلاقى و همچنين صفات نيك و بد مربوط به هر يك از آنها تفاتى قايل نشده اند و لكن در اين كتاب ، ميان اين دو فرق گذاشته شده و تا آنجا كه ما مى دانيم كسى در اين زمينه بر او پيشى نگرفته است و نويسندهء محترم به اين امر اشاره كرده و مى گويد : " منظور از فضايل و رذايل اخلاقى ، صفات نيك و بد انسان است ، و مراد از فضايل و رذايل در امور اخلاقى ، اعمال نيك و بد است . و اخلاق را بر امور اخلاقى مقدم ساخته ايم ، زيرا اخلاق به منزلهء معدن و سرچشمهء امور اخلاقى است و اموراخلاقى تماماً از آن سرچشمه و نشأت مى گيرند . و خداى متعال فرموده است : " بگو هر كس بر مبناى منش خويش عمل مىكند . " 23 " 22 . سوم : در حالى كه اغلب كتابهاى اخلاقى فاقد مباحث ادارهء خانواده و كشور دارى هستند و تنها به بحث دربارهء اصلاح نفس و تهذيب اخلاق بسنده كرده اند ، اين كتاب در بخش دوم ، يعنى امور اخلاقى ، به اين دو مبحث نيز پرداخته است و از اين جهت اين كتاب ، كتاب اخلاق به معنى عام است ، زيرا اخلاق به دو معنى وارد شده است ، معنى عام كه همان حكمت عملى است و معنى خاص ، كه همان علم تهذيب اخلاق است . به بيان ديگر ، اين كتاب در بر